
دیشب به خودم گفتم : فردا میرم ورزش. خودم تنهایی . مثه گذشته. با هنذفری . رفتم تو گوشیم آهنگ ها رو چک کنم . آهنگ های ورزش و پر انرری رو . سیروان خسروی (نمیتونم این حسو از مردم ...) ( یه صبحه دیگه / یه صدایی توی گوشم میگه / ثانیه های تو داره میره / امروزو زندگی کن فردا دیگه دیره... / .... / زندگی اینه قشنگیش همینه / ... دوست دارم زندگی رو ... / خوب یا بد ، اگه اسون یا سخت دوس دارم زندگی رو ... ... اگه هدف تو دلت بااااااااااااااااااااشه میتونه کله زندگی تو دستای تووووووووووووووووو باشه. .) حامد محضرنیا ( تا تو رو دارم جس میکنم دنیا تو دستامه /.... / چه جوری بگم خداجون ازتو ممنونم...
ادامه مطلب
بازم خبری در وای جی سی ( yjc) . : " ادعای مرد 128 ساله: من هیتلر هستم! " نمیدونم چی بگم. بعید نیست. http://www.yjc.ir/fa/news/6135246/%D8%A7%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-128-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D9%86-%D9%87%DB%8C%D8%AA%D9%84%D8%B1-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%B9%DA%A9%D8%B3 ...
ادامه مطلب
ادامه مطلب...
ادامه مطلب
دلربا، دلنشین، شیرین ادا، نازنین به کجا رفتی بیا تب و تابم را ببین ... چه شبی دارم تنها تنهایی و تنهاییگره از گیسو بگشا تا ز سحر در بگشایی ... بهار اومد که گلها رنگ و وارنگه جونمدیدن یار سر چشمه قشنگه جونم ...بچینم گلی بیارم در سرایت جونمببینم رویتریزم در پیش پایت جونم ... گلنارم گلنارم غم تو بر دل دارمنفسی بنشین یارا من تشنه دیدارم ...گل به گیسویت بستی ما را پریشان داری... گل نار با صدای " بیژن بیژنی " خخخییییییلی دوست دارم. فوق العاده اس. ادامه مطلب...
ادامه مطلب
خیلی قبل تر ، یه گروه از بچه های لیسانس تو تلگرام تشکیل شده بود. خوب و دوست داشتنی و اینا. حدود 12- 13 تا دخترای لیسانس. امروز بعد از چند روز اومدم مغازه . سیستم رو که روشن کردم دیدم یه گروه از بچه های قدیمی تشکیل شده. بچه های مدرسه. اقا تو این 8 -10 نفری که اومدن همّمشون دکتر پزشک . یکی هم استاد دانشکاه یه دانشگاه دولتی . فقط من بینشون هیچی شدم. احساس قشنگی نیست اصلا. حس ناخوب. تازه همشون هم متاهل اند. نمیدونم من کجای زندگی ام. تو کار ؟ تو شغل ؟ تو موقعیت اجتماعی ؟ تو تشکیل خونواده ؟ ... مگه میشه همه چی با هم بلنگه؟؟؟ مشکل کار کجاست؟؟؟ اوه . نه . شورا هم مجرده. ...
ادامه مطلب
میدونی ، رسیدن "سررسید های 1395 شررکت " و توزیع اشون بین همکارا ، نشون از نزدیک شدن سال نو و هفته های پایانی سال رو میده. سالی که باز هم توش کاری نکردم و حاصلی ازش نچیدم. سالی که دست خالی تر و ناامید تر و البته پیر تز از هرسال دیگه ای ام .سالی که در اون خدا ، با من یار نبود .آره . جیزی تا پایان سال 1394 نمونده. و من و من ، مثله کسی ام که تو یه مرداب گیر کرده و سالهاست داره دست و پا میزنه. دست و پای بیثمر . و سخت تر و رنج اور تر از همه اینه که تو این مرداب گیر کرده باشی و شاهد رفتن و به مقصد رسیدن ها و پیروزی های مکرر هم دوره ای هات و دوره ه...
ادامه مطلب
کار خوبه خدا درست کنه.سلطان محمود خر کیه؟ یکی از بهترین کلیپ هایی که تو تلگرام دیدم. ...
ادامه مطلب
روزهای اخر سال به سرعت میگذره . حسابی خسته ام... شب ها اصلا خوووب نمیخوابم. یک مساله ذهنم رو مشغول کرده. 35 سالگی ، .... ، یائسگی ..... ، مامان ....، چاره ای نیست. باید زندگی رو گذروند . کاش خدا منو میخواست. دوشنبه ، 24 اسفند 94 . یکشنبه ساعت 8 سال 1395 ساله میمونه. به همین راحتی یه ساله دیگه گذشت. و خدایا ؟............ ...
ادامه مطلب
1) شرف الشمس 19 فروردین 93 رو در اخرین 4 شنبه 93 بردم که بسپارم به آب . اینقد وانت و دست فروش رودخونه رو احاطه کرده بودن که هیچ رقمه نشد. با ناراحتی خیلی زیاد پس آوردم و گذاشتم سر جاش ( تو قران). 19 فرودین 94 دیگه ننوشتم . گلاب و زعفران و کاغذ زرد و ... امسال آخرین 4 شنبه سال همون رو بردم و به راحتی هر چه تمام تر ، تو همون رودخونه انداختم. فک میکردم نمیتونم بندازم بازم. با ناامیدی رفتم ، اما در کمال تعجب ، دیدم کسی از اون فروشنده های نیستن. با اینکه وسط روز بود اما هیچکدومشون نبودند و به راحتی تو آب انداختم و احساس سبکی فوق العاده ای داشتم. 2) ... ...
ادامه مطلب
امروز میرم سر کار برای اولین روز 1395.یعنی اولین روز کاری در هشتمین روز نوروز. با تمام وجود؛ از خدای بزرگ میخوام که از همین ابتدای سال 1395 دستم رو بگیره و کمکم کنه و بهترین ها رو برام رقم بزنه. با تمام وچود از خدا میخوام که آغاز سال 1395 , آغاز بهترین روزهای زندگیم باشه.ا با تمام وجودم از خدای مهربون میخوام که لحظه به لحظه کمکم کنه و لبخندش رو ازم دریغ نکنه و سال پر از شادی و آرامش و سلامتی و موفقیت و خوشبختی رو ذر کنار خونوادم داشته باشم . سالی متفاوتتر و بهتر از سالهای گذشته... ان شاءالله.به خواست و یاری خداوند بزرگ ان شاءالله....
ادامه مطلب
امروز شنبه اس. 14 فروردین. اولین روز رسمی و کاری سال 1395. این روزها خیلی بهم سخت گذشت... شروع سال حال خوبی ندارم. از خودم و زندگی ووووووووووو همه چی کلافه ام. .. سعی میکنم عصبانی نشم. پرخاشگری نکنم. اما ؛ خب ، سعی میکنم. اما موفق نمیشم همیشه... اینقد چیزای متفاوت آزارم میده که حالی برای نوشتنشون نیس. پول ، کار ، استقلال , زندگی ؛ اسپورتج ، مغازه ، نسترن , مجبد ، پول ، درامد ، تصمیم گیری ، مبایل ، مامان ، بازم پول ، بازم استقلال ، بازم زندگی ... درامد 93 ؛ درامد 94 ؛ بی پولی ، عدم استقلال ، وووووووووو اوووووف خدایا؟ شروع ساله چدیده. سعی میکنم توکل کنم به...
ادامه مطلب