احتمال خطا.

متن مرتبط با «خدایی» در سایت احتمال خطا. نوشته شده است

روح خدایی

  • نیلوبلاگ

    دیشب خواب دیدم ... یه جمعی نشسته بودن تو هال خونه حاج خانوم. به نظر میرسید خونه خودشونه. فک و فامیل حسین پور بودن . و من شام اونجا بودم انگار. ... تو اون جمع یه آقایی که انگار پدر بزرگش بود کنارم نشست و یه کتاب به قطر 10 سانت حدودا ، با ورق های کاهی ، و اندازه a5 . کتاب به نظر قدیمی میرسید. یه صفحه شو باز کرد. فارسی نوشته بود 3-4 خط . یه تخم مرغ هم تو یه ظرف ، وسط اون جمع بود. پدربزرگه بهم گفت : به اون تخم مرغ نگاه کن و سعی کن با نیروی ذهنت اونو بشکونی . چشماتو ببند . جشمامو بستم و اون شروع کرد به خوندن 3-4 خطه اون صفحه از کتاب : " تو با نیروی ذهنت قادری ، کاری را که در حالت طبیعی ممکن ا...

    ادامه مطلب