احتمال خطا.

متن مرتبط با «عاقبت به خیری در قرآن» در سایت احتمال خطا. نوشته شده است

به پایان آمد این دفتر

  • نیلوبلاگ

    ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • 3 شنبه 7 شهریور 96

  • نیلوبلاگ

    1) یکشنبه عصر رفتیم با مامان و نسترن ٰ رنگ خریدم. نسترن یه زیتونی برداشت. و من با دقت تمام و استرس سعی کردم رنگی رو بردارم که فقط سفیدی موهامو بپوشونه ، نه اینکه رنک موهامو تغییر بده. بارها گفتم. من رنگ دوست ندارم . به اصراره مامان بود. و البته سفیدی موهام یکم زیاد شده. دیده نمیشه ها . زیر حجمی از موهاست. در بغضی حالات و جمع کردن ها ،اما خیلی نمایان میشه. برام مهم نیست. چرا مردا رنگ نمیکنن...

    ادامه مطلب
  • آدرینا

  • نیلوبلاگ

    دیشب ساعت ۸ نازنین زنگ زده بود. نبودم. بالا بودم. ۸.۱۵ بهش زنگ زدم. گفت : اومدم اینجا. هستی بیام ببینمت ؟ کفتم : نه . خونه ام. ... امروز غروب با مامان و نسترن رفتیم یه ؛ تو گردنی ؛ خردیدیم. ۱۶۰ تومن. فک میکردم ۲۵۰ تومن باشه. بهش هم میخوره گرونتر باشه. خیلی شیک و ظریفه. باید این هفته یه روز برم خونه مامانش. پیش نازنین و دخترش آدرینا. ...

    ادامه مطلب
  • عصر ۵شنبه ی دلپذیر

  • نیلوبلاگ

    ذیروز ناهار نسترن اینا پایین بودن. ۵ شنبه ها ناهار اینحان. تا غروب بودن. من از ۵ گفتم من ۶.۵ بیرون میرم هرکی میره بیاد. نسترن داشت ماکارونی درست میکرد و خورشت کرفس. پرواضح بود که حال نداشت. مامان هم که اگه دلش میخواست هم نمیتونست بیاد. ساعت ۶ که شد گفتم نمیایین؟ هیشکی جواب نداد و من حرصم دراومده بود که در اختیار نسترن باشم و طبق برنامه ی اون برم جلو. خب بابا ادم دلش میخواد عصر ۵ شنبه یا بقیه عصر ها بره بیرون . قدم بزنه ... هر وقت دوس داره طبق برنامه ی اون. منم گفتم خودم میرم. نسترن فکرشو نمیکرد که شال و کلاه کنم و برم. لباس پوشیدم. فقط ۴ تومن پول گذاشتم پشت جیب شلوارم. مبایل برداشتم و ...

    ادامه مطلب
  • گند به دفتر نسترن اینا

  • نیلوبلاگ

    دیروز کلاس داشتم تو دفتر نسترن اینا. اون خانوم نمیاد. گفته پابان نامه دکتریش سنگینه نمیرسه به gis. شدیم 3 نفر . جهان.چ. ی گند زد به صندلی و دسته اش رو کند احمق. همش پودر شد ریخت زمین... کل فضا رو گند زد. جارو هم کشیدم .اما تگه های مشکی چسبیده بود به زمین. درست مثه پودر مشکی . امروز صبح رفتم ...

    ادامه مطلب
  • هزار مژده که آمد بهار و گل خندید

  • نیلوبلاگ

    هزار مژده که آمد بهار و گل خندیدگزارشقدرتچرت15 اینچی ایسر مدل Aspire F5-573G-71SEشمارش معکوس ؟الملائکـه و الفرشتهخالی نبودن عریضه .ادعای مرد 128 ساله: من هیتلر هستم!من و مامان و خدالی لی پوتی هاهوسمالباخته 2قدرتمند.مالباختهبشدتبد هیکله خوش لباسماه رمضاندلتنگیتفعل اینترنتی http://nobatetarab.blog.ir/...

    ادامه مطلب
  • قدرت

  • نیلوبلاگ

    1) دیشب با خودم فک میکردم یه جوری داد بزنم و خدا رو صدا کنم که عرشش بلرزه ... میفهمی ؟ 2) تا 8 شب درگیر سردرد شدید بودم. به نظرم فهمیدم چرا 3-4 روز مداوووم سردرد داشتم. اصلا چایی نخوردم . حتی صبحانه هم چای نخوردم. ومن عادت دارم به چایی. شاید جدی جدی سر درد 3-4 روز اخیر مربوط باشه به نرسیدن ک...

    ادامه مطلب
  • قدرتمند.

  • نیلوبلاگ

    شلیک موشک های بالستیک زمین به زمین به استان دیرالزور افتخار میکنم که ایرانی ام . همین . پس نوشت ) فرصتم کمه. بازم کمتر از 24 ساعت 3 امتحان. امروز ساعت 2 یکی . فردا ساعت 10صبح 2 تا و بعد تمااام . ...

    ادامه مطلب
  • درهم اول خرداد 96

  • نیلوبلاگ

    11) خوبم. اما هنوز معده و شکمم در میکنه کم و بیش. 2) شنبه ماه رمضونه. چقققققققققدر زود . یعنی اوضاع دل و روده ام ردیفه که روزه بگیرم؟؟؟ واقعا نمیخوام ماه رمضون رو از دست بدم. ماه رمضون برام با روزه هاشه که معنی پیدا میکنه . خدایا ؟ لطفا کمکم کن. مثه هر سال. میخوام منم باشم. لطفا . 3) امروز ق...

    ادامه مطلب
  • درهم فروردین 96

  • نیلوبلاگ

    ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • اولین درهم 96

  • نیلوبلاگ

    ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • 4 شنبه سوری

  • نیلوبلاگ

    دوشنبه عصر بالا بودم . نسترن گفت بلاخره برنامه 4 شنبه سوری چی شد ؟ زنگ زدی به سارا و فلان. دیدم بچه ها هم خیلی دلشون میخواد این شد که همونجا به سارا زنگ زدم. پرسیدم برنامه ای دارن یا نه و ووو . خلاصه اینکه برنام شد بریم خونه حاج خانوم خونواده ما و اونا . خب دیروز رفتیم خوراکی موراکی هم با خودمون ب...

    ادامه مطلب
  • درد حریف ما نشد غصه به کار ما نبود

  • نیلوبلاگ

    بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک/شاخههای شسته، باران خورده، پاکآسمان آبی و ابر سپید/برگهای سبز بیدعطر نرگس، رقص باد/نغمه و بانگ پرستوهای شاد/خلوت گرم کبوترهای مستنرم نرمک میرسد اینک بهار/خوش بهحالِ روزگار ...خوش بهحالِ چشمهها و دشتهاخوش بهحالِ دانهها و سبزههاخوش بحال غنچههای نیمه بازخوش بحال ...

    ادامه مطلب
  • درهمی خلاصه

  • نیلوبلاگ

    1) بهم گفت : اگه میتونی جمع کن برو از اینجا. یه کشور دیگه میگه . 2 ) کوه به کوه نمیرسه و آدم به آدم میرسه. اما چه جوری آخه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 3) تو بحث دکتری ، فک نمیکنم هیچکس به اندازه اون خوشحال میشد اگه دکتری میخوندم. 4) یه مرد میانسال هست خوش سیما و سخت گیر. فک کن کارمندای دانشگاه حسابی ازش میترسن و حساب میبرن. چه برسه به دانشجوها . کلاسش خییییییییییییییلی شیرینه. ادبیاته. با من خیلی خوبه و بهم احترام میذاره خیلی. دیروز یهو تو دانشگاه منو دید. اومد احوالپرسی و اینا . بهم میگه : تو هنوز اینجایی ؟ چه حالی داری بابا... 5) باید برم خیلی دیرمه. کلی کار دارم. سر فرصت حالا. ...

    ادامه مطلب
  • مصیر ( به یاد امید عندلیب )

  • نیلوبلاگ

    در کاخ ذهنم عشق با عقل درگیر است نه . در گیری ندارن. عقل پیروز میدانه . شاید چون اجازه ورود نمیده به عشق اصلا. اگرنه اگه عشق واقعی باشه که عقل و ایمون سرش نمیشه. ول کن اصلا. شعر مناسب نمیبینم برای اینجا. حال و حوصلشم ندارم اصلا الان دیگه. 1 ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • درهم برهم برفی.

  • نیلوبلاگ

    ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • از 5 شنبه.

  • نیلوبلاگ

    هرچی تو ادامه مطلب هست رو صبح 5" شنبه" که اینترنت قطع بود نوشتم تو وورود. بعدش ، اینققققققققققققد شجاع شدم و جسور ، که ، همینجور رو دسکتاپ گذاشتم تا امروز یعنی شبه. البته زیاد شجاع و جسووور نبودم ها . یکم استرس داشتم که یه بار عصر 5 شنبه کسی بیاد اینجا. به هر حال هرچی که بود اینجوری شد. امروز هم میخوام حرف بزنم. بذار برم یه پست دیگه. این ادامه مطلبه مربوط به 5 شنبه 5 اسفنده. ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • درهم برهم

  • نیلوبلاگ

    1) بعد از جواب کامنت" دایناسور " ، فکرم مشغول موند. از اون موقع تو هر فرصتی که پیدا کنم یا دارم کارتون خانواده سیمپسون رو میبینم یا دلار آمریکا. فک کنم بعد از جواب کامنت تا همین چند دقیقه قبل ، حداقل 5 یا 6 بار هرکدوم رودیدم. هرچی بیشتر نگاه میکنم و بیشتر دقیق میشم ، بیشتر متحیر میمونم. بیشتر رو قضیه دلار موندم. چه هوش و چه زکاوتی آخه . چقدر هنرمندانه... اما از اون مهمتر اینکه این خانواده سیمپسون ها ، یهو با این همه تحلیل از روسیه و ترامپ و ال وبل از کجا سر دراورد ؟؟؟؟؟ کسی که اینا رو بهم مرتبط میکرد چرا خیلی قبل تر اینارو رو نکرده بود ؟؟؟ چرا بعد از انتخابات ؟؟؟ اصلا کی بوده ؟؟ بعدشم در مورد دلار چی ؟؟؟ کی رمزگشایی کرد؟؟؟ خیلی هوشمندانه و زیرکانه بوده. و کی اینقدر باهووووش بوده؟؟؟ اونی ...

    ادامه مطلب
  • بهانه

  • نیلوبلاگ

    تو این 8 -10 روزی که دسترسی به نت نداشتم اصلا کمبودش رو احساس نکردم. حتی یه لحظه هم دلم نخواست که کاش الان نت داشتم . اما از امروز صبح انگار ولع نوشتن دارم ... میخوام بگم که عاطفه اینجا بود. نامه رو دادم امضا کرد و سهمش از شرکت رو بهم فروخت. همون شرکت به گل نشسته ی فلان رو ... میگفت اسماشون اومده برای استخدام. 5 ساله که داره نهضت درس میده. خونه به خونه تو روستاها میگرده و دانش آموز پیدا کرده بود. گفت : اسامیشون دیگه اومده برای استخدام. کسایی که تاسال 91 کلاس نهضت داشتن . بعد اون شامل این افراد نیس فعلا. عاطی هم از تابستون 91 شروع کرده به کلاس داشتن. معلمی شغل خیلی خوبیه برای خانوما. 13 روز عید تعطیل. 3 ماه تابستون تعطیل و ... مامان بوده دیگه... ...

    ادامه مطلب
  • گزارش درهمی

  • نیلوبلاگ

    ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    درهم برهم | درهم برهم به انگلیسی | درهم برهم چت | بهانه به انگلیسی | بهانه رهنما |