احتمال خطا.

متن مرتبط با «یه روز عالی» در سایت احتمال خطا. نوشته شده است

یه پرده روشنتر

  • نیلوبلاگ

    سلااااااااااااااااااااااااااااااام. من اومدم. چه شاد و خوشحال اومدم. چندی قبل ، اقای ج.ه.ان. چ. ... بهم گفته بود فلانی ؟ زنداداشت و دختر دایی ات مسئول فنی دهیاری ها هستن. تو کار بگیر نقشه برداری من انجام بدم نصف نصف. اولش که به نسترن گفتم هزار جور نه و نو آورررد . اولش گفت وااای من دلالی خوشم نمیاد. یکم موند گفت : اخه میدونی چیه ؟ همکارم آقای ا.م.ین. ی میخواد شرکت بزنه من به اون کار بدم ...

    ادامه مطلب
  • هرروز یه زندگی دوبارررست / یه شروعه جدیدددده

  • نیلوبلاگ

    دیشب به خودم گفتم : فردا میرم ورزش. خودم تنهایی . مثه گذشته. با هنذفری . رفتم تو گوشیم آهنگ ها رو چک کنم . آهنگ های ورزش و پر انرری رو . سیروان خسروی (نمیتونم این حسو از مردم ...) ( یه صبحه دیگه / یه صدایی توی گوشم میگه / ثانیه های تو داره میره / امروزو زندگی کن فردا دیگه دیره... / .... / زندگی اینه قشنگیش همینه / ... دوست دارم زندگی رو ... / خوب یا بد ، اگه اسون یا سخت دوس دارم زندگی رو ... ... اگه هدف تو دلت بااااااااااااااااااااشه میتونه کله زندگی تو دستای تووووووووووووووووو باشه. .) حامد محضرنیا ( تا تو رو دارم جس میکنم دنیا تو دستامه /.... / چه جوری بگم خداجون ازتو ممنونم...

    ادامه مطلب
  • این روزگار بد کرده با قلبم، کم بوده از این زندگی سهمم

  • نیلوبلاگ

    این روزگار بد کرده با قلبم، کم بوده از این زندگی سهمم دیروز اعصابم بهم ریخته بود .کلا بعداظهر ها در اختیار نسترنم . یا ناهار خونه ماست و تا شب باید به برنامه اون بچرخم وو یاناهار حونه مامانش ایناست و حدود 3.5 میاد خونه وطرف ما و تا شب باز طبق برنامه نسترن.خب بابا ادم به کار و زندگیش نمیرسه.اعصابم به...

    ادامه مطلب
  • دو روز هفته ی گذشته

  • نیلوبلاگ

    4 شنبه 18 مرداد 96 : 5.45 رفتیم ورزش با سحر. بعدش خونه و دوش و صبحونه. چون کار داشتم بانک و دفتر ووو زودتر از خونه زدم بیرون. حدود 8.35 . اومدم پایین پله ها کفش بپوشم. بند یکی از کفش ها رو کردم تو سگگش. خواستم یه قدم بردارم که اون یکی پامو بذار بالاتر که راحتتر ببندم که یهو بند باز کفش زیر اون یکی...

    ادامه مطلب
  • مرغ همسایه

  • نیلوبلاگ

    تقریبا تصمیمم رو گرفتم برای هفت سین . صد هزار مرتبه شکر خدا . امسال مثه سال های قبل ذوق چیدن هفت سین رو دارم. یکی دوسال آخر ، همه ذوق و شوقم برای چیدن هفت سین ، رفته بود. فقط دم عید رفع مسئولیتی یه کارایی میکردم. اما امسال مثه سال های گذشته ذوق هفت سین دارم که قششنگ باشه و متفاوت . هزاران ...

    ادامه مطلب
  • عنوان هم گرفتاریه ها . اونم وقتی آدم قاطی باشه . اه.

  • نیلوبلاگ

    ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • فقط یه آرزو

  • نیلوبلاگ

    بارها به این موضوع فک کردم . اگه خدا بهم بگه : هی ؟ م ؟ یه آرزو کن براورده میکنم. فقط یه آرزو . اگه خدا اینو بهم بگه و قرار باشه فقققققققققققققققققققققققط یه آرزو کنم اون یه آرزو چی میتونه باشه ؟؟؟ چه آرزویی کنم که پشیمون نشم؟ ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • عنوان هم گاهی دردسریه ها ...

  • نیلوبلاگ

    خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ الْأَنْعَامِ ثَمَانِیَةَ أَزْوَاجٍ یَخْلُقُکُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ خَلْقًا مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ ذَلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ لَهُ الْمُلْکُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ ۶ شما را از نفسى واحد آفرید سپس جفتش را از آن قرار داد و براى شما از دامها هشت قسم پدید آورد شما را در شکمهاى مادرانتان آفرینشى پس از آفرینشى [دیگر] در تاریکیهاى سه گانه [مشیمه و رحم و شکم] خلق کرد این استu200f خدا پروردگار شما فرمانروایى...

    ادامه مطلب
  • به به . یه روز خوب و قشششششنگ

  • نیلوبلاگ

    دلربا، دلنشین، شیرین ادا، نازنین به کجا رفتی بیا تب و تابم را ببین ... چه شبی دارم تنها تنهایی و تنهاییگره از گیسو بگشا تا ز سحر در بگشایی ... بهار اومد که گلها رنگ و وارنگه جونمدیدن یار سر چشمه قشنگه جونم ...بچینم گلی بیارم در سرایت جونمببینم رویتریزم در پیش پایت جونم ... گلنارم گلنارم غم تو بر دل دارمنفسی بنشین یارا من تشنه دیدارم ...گل به گیسویت بستی ما را پریشان داری... گل نار با صدای " بیژن بیژنی " خخخییییییلی دوست دارم. فوق العاده اس. ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • یه تفعل قبل اومدن به اینجا

  • نیلوبلاگ

    " مه نو " در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست مست از می و میخواران از نرگس مستش مست در نعل سمند او شکل مه نو پیدا وز قد بلند او بالای صنوبر پست آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست و افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست گر غالیه خوش بو شد در گیسوی او پیچید ور وسمه کمانکش گشت در ابروی او پیوست بازآی که بازآید عمر شده حافظ هر چند که ناید باز تیری که بشد از شست " به به " ...

    ادامه مطلب
  • روزهای پایانی سال

  • نیلوبلاگ

    میدونی ، رسیدن "سررسید های 1395 شررکت " و توزیع اشون بین همکارا ، نشون از نزدیک شدن سال نو و هفته های پایانی سال رو میده. سالی که باز هم توش کاری نکردم و حاصلی ازش نچیدم. سالی که دست خالی تر و ناامید تر و البته پیر تز از هرسال دیگه ای ام .سالی که در اون خدا ، با من یار نبود .آره . جیزی تا پایان سال 1394 نمونده. و من و من ، مثله کسی ام که تو یه مرداب گیر کرده و سالهاست داره دست و پا میزنه. دست و پای بیثمر . و سخت تر و رنج اور تر از همه اینه که تو این مرداب گیر کرده باشی و شاهد رفتن و به مقصد رسیدن ها و پیروزی های مکرر هم دوره ای هات و دوره ه...

    ادامه مطلب
  • روزای آفتابی و قشنگ

  • نیلوبلاگ

    میدونی ، هیچ وقت هوا ، ابری نمیونه برای همیشه. بالاخره ، آفتاب میشه و گرم . زندگی منم همینه. بالاخره این ابرها کنار میره و یه آفتاب قشنگ درمیاد. همین . میدونی ؟ جال نوشتن ندارم. تو بلاگفا که بودم چقد مینوشتم. اونم با جزییات. وقت و حوصلش بود . .. ................... اینم راز آهنگی که این روزا باهاش حال میکنم : دلربا، دلنشین، شیرین ادا، نازنین به کجا رفتی بیا تب و تابم را ببین ... چه شبی دارم تنها تنهایی و تنهایی گره از گیسو بگشا تا ز سحر در بگشایی ... بهار اومد که گلها رنگ و وارنگه جونم دیدن یار سر چشمه قشنگه جونم ... بچینم گلی بیارم در سرایت جونم ببینم رویتریزم ...

    ادامه مطلب
  • کار خوبه خدا درست کنه.سلطان محمود خر کیه؟

  • نیلوبلاگ

    کار خوبه خدا درست کنه.سلطان محمود خر کیه؟ یکی از بهترین کلیپ هایی که تو تلگرام دیدم. ...

    ادامه مطلب
  • روزای اخر سال

  • نیلوبلاگ

    روزهای اخر سال به سرعت میگذره . حسابی خسته ام... شب ها اصلا خوووب نمیخوابم. یک مساله ذهنم رو مشغول کرده. 35 سالگی ، .... ، یائسگی ..... ، مامان ....، چاره ای نیست. باید زندگی رو گذروند . کاش خدا منو میخواست. دوشنبه ، 24 اسفند 94 . یکشنبه ساعت 8 سال 1395 ساله میمونه. به همین راحتی یه ساله دیگه گذشت. و خدایا ؟............ ...

    ادامه مطلب
  • شنبه اولین روز رسمی سال 1395

  • نیلوبلاگ

    امروز شنبه اس. 14 فروردین. اولین روز رسمی و کاری سال 1395. این روزها خیلی بهم سخت گذشت... شروع سال حال خوبی ندارم. از خودم و زندگی ووووووووووو همه چی کلافه ام. .. سعی میکنم عصبانی نشم. پرخاشگری نکنم. اما ؛ خب ، سعی میکنم. اما موفق نمیشم همیشه... اینقد چیزای متفاوت آزارم میده که حالی برای نوشتنشون نیس. پول ، کار ، استقلال , زندگی ؛ اسپورتج ، مغازه ، نسترن , مجبد ، پول ، درامد ، تصمیم گیری ، مبایل ، مامان ، بازم پول ، بازم استقلال ، بازم زندگی ... درامد 93 ؛ درامد 94 ؛ بی پولی ، عدم استقلال ، وووووووووو اوووووف خدایا؟ شروع ساله چدیده. سعی میکنم توکل کنم به...

    ادامه مطلب
  • یه شروع خوووب.

  • نیلوبلاگ

    امروز رفتم کمینه. ا چند جا پرسیدم تارسیدم اتاق مورد نظر . گفتم میخوام فلان کارو کنم. گفتن : کمک هزینه گفتم : نه . پول به اینجا یا اونا نمیدم. میخوام خودم همه چی رو اماده کنم. هتل و بلیط و ... فقط میخوام یه زوج باشن. یه زوج جوون. آقاهه گفت : چشم من پرونده ها رو نگاه میکنم ببینم کی تا حالا نرفته مشهد..باهاتون تو همین یکی دو روز تماس میگیرم. گفت : ما خودمون هم برنامه مشهد داریم برای مدد جوهامون هااا. یعنی میخوای اینجا کمک کنی ... گفنم :نه. من دنبال افراد بخصوصی هستم... با کلی احترام بدرقم کرد. دو ساعت نشد باهام تماس گرفت . گفت فلانی هستم از فلان حا... من پرونده ها...

    ادامه مطلب
  • یه اپیزود ساده از زندگی

  • نیلوبلاگ

    دیشب پیاده رفتم خونه. کل عصر رو یه کتاب اینترنتی خوندم. بیش از 160 صفحه رو خوندم. یه رمان ساده و سطح پایین عشقی. تو راه که میرفتم ؛ شخصیت های داستان میومد تو ذهنم . با خودم فک کردم که باید بیشتر کتاب بخونم. اینطوری شاید راحتر زندگی کنم. کمتر فک کنم. باید خودم رو گم کنم تو داستان ها . باید مجالی برای فک کردن نداشته باشم. به خودم گفتم : خوب ، اینم یه نوع فراره. - خب باشه. بالاخره باید یه جوری این زندگی رو گذروند دیگه . به خودم گفتم : پس " امیرعلی و پریا " چی میشن؟ مگه اونا رو نمیخوای ؟ باید برای آینده برنامه داشته باشی. برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت. اما ، من...

    ادامه مطلب
  • یه روز عالی و خووب.

  • نیلوبلاگ

    1) از دیروز عصر که یکم مثبت اندیشی دکتر "حلت " رو گوش کردم انگار یهو تغییر کردم. چندین بار گوش کردم. واقعا تغییر کردم. از این رو به اون رو شدم. خودم هم تعجب میکنم خیلی. به خودم میگم : نکنه دمدمی مزاج شده باشی"؟ یا خل وضع .؟؟؟ اما نتیجه مهمه. با چند بار گوش کردنه پشت سر هم ؛ عالی شدم. انگار همه کائنات و زمین و زمان در اختبار منن. تحت فرمان من. من عالیم واقعا . اونقد خوووب که صبح که از خونه در اومدم یه لبخند رو صورتم بود که سعی میکردم جمش کنم که مردم نگن دختره خله... درست مثه الان که دارم لبخند میزنم. اما اینجا دیگه تلاشی برای جمع کردنش ندارم. رهاش کردم... دیروز...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    fi fi fo fum song | fi fi island | fi fi dobson | fi fi fo fum | fi fi fi song | fi fi fo fana song | fifi bag | fifi b29 | fifi o'hara | fi fi fo fum ksi