
شب عاشقان بی دل ؛ چه شبی دراز باشد. ادامه مطلب...
ادامه مطلب
"حکایتی که با نکته دان کنند" گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند گفتا به چشم هر چه تو گویی چنان کنندگفتم خراج مصر طلب میکند لبت گفتا در این معامله کمتر زیان کنندگفتم به نقطه دهنت خود که برد راه گفت این حکایتیست که با نکته دان کنندگفتم صنم پرست مشو با صمد نشین گفتا به کوی عشق هم این و هم آن کنندگفتم هوای میکده غم میبرد ز دل گفتا خوش آن کسان که دلی شادمان کنند گفتم شراب و خرقه نه آیین مذهب است گفت این عمل به مذهب پیر مغان کنندگفتم ز لعل نوش لبان پیر را چه سود گفتا به بوسه شکرینش جوان کنندگفتم که خواجه کی به سر حجله میرود گفت آن زمان که مشتری و مه قران کنندگفتم دعای دولت او ورد حافظ است گفت این دعا ملایک هفت آسمان کنند ادامه مطلب...
ادامه مطلب
ادامه مطلب...
ادامه مطلب
1) من خوبم. تاسوعا ، عاشورا نزدیکه. 2 روزب دیگه ... ادامه مطلب...
ادامه مطلب
امروز میرم سر کار برای اولین روز 1395.یعنی اولین روز کاری در هشتمین روز نوروز. با تمام وجود؛ از خدای بزرگ میخوام که از همین ابتدای سال 1395 دستم رو بگیره و کمکم کنه و بهترین ها رو برام رقم بزنه. با تمام وچود از خدا میخوام که آغاز سال 1395 , آغاز بهترین روزهای زندگیم باشه.ا با تمام وجودم از خدای مهربون میخوام که لحظه به لحظه کمکم کنه و لبخندش رو ازم دریغ نکنه و سال پر از شادی و آرامش و سلامتی و موفقیت و خوشبختی رو ذر کنار خونوادم داشته باشم . سالی متفاوتتر و بهتر از سالهای گذشته... ان شاءالله.به خواست و یاری خداوند بزرگ ان شاءالله....
ادامه مطلب
امروز شنبه اس. 14 فروردین. اولین روز رسمی و کاری سال 1395. این روزها خیلی بهم سخت گذشت... شروع سال حال خوبی ندارم. از خودم و زندگی ووووووووووو همه چی کلافه ام. .. سعی میکنم عصبانی نشم. پرخاشگری نکنم. اما ؛ خب ، سعی میکنم. اما موفق نمیشم همیشه... اینقد چیزای متفاوت آزارم میده که حالی برای نوشتنشون نیس. پول ، کار ، استقلال , زندگی ؛ اسپورتج ، مغازه ، نسترن , مجبد ، پول ، درامد ، تصمیم گیری ، مبایل ، مامان ، بازم پول ، بازم استقلال ، بازم زندگی ... درامد 93 ؛ درامد 94 ؛ بی پولی ، عدم استقلال ، وووووووووو اوووووف خدایا؟ شروع ساله چدیده. سعی میکنم توکل کنم به...
ادامه مطلب
طفیل هستی عشقند آدمی و پری ارادتی بنما تا سعادتی ببری بکوش خواجه و از عشق بینصیب مباش که بنده را نخرد کس به عیب بیهنری می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چند به عذر نیم شبی کوش و گریه سحری تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار که در برابر چشمی و غایب از نظری هزار جان مقدس بسوخت زین غیرت که هر صباح و مسا شمع مجلس دگری ز من به حضرت آصف که میبرد پیغام که یاد گیر دو مصرع ز من به نظم دری بیا که وضع جهان را چنان که من دیدم گر امتحان ب...
ادامه مطلب
http://hafezdivan.blogpars.com/2014/08/0023104401132100034211004.html صبح دولت میدمد کو جام همچون آفتاب فرصتی زین به کجا باشد بده جام شراب خانه بیتشویش و ساقی یار و مطرب نکتهگوی موسم عیش است و دور ساغر و عهد شباب از پی تفریح طبع و زیور حسن طرب خوش بود ترکیب زرین جام با لعل مذاب از خیال لطف می مشاطهٔ چالاک طبع در ضمیر برگ گل خوش میکند پنهان گلاب شاهد و مطرب به دستافشان و مستان پایکوب غمزهٔ ساقی ز چشم میپرستان برده خواب تا شد آن مه مشتری درهای حافظ را به نقد میرسد هر دم به گوش زهره گلبانگ رباب http://hafezdivan.blogpars.com/2014/08/0023104401132100034211004.html به به . خدارو شکر. خدا...
ادامه مطلب