
1) بهم گفت : اگه میتونی جمع کن برو از اینجا. یه کشور دیگه میگه . 2 ) کوه به کوه نمیرسه و آدم به آدم میرسه. اما چه جوری آخه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 3) تو بحث دکتری ، فک نمیکنم هیچکس به اندازه اون خوشحال میشد اگه دکتری میخوندم. 4) یه مرد میانسال هست خوش سیما و سخت گیر. فک کن کارمندای دانشگاه حسابی ازش میترسن و حساب میبرن. چه برسه به دانشجوها . کلاسش خییییییییییییییلی شیرینه. ادبیاته. با من خیلی خوبه و بهم احترام میذاره خیلی. دیروز یهو تو دانشگاه منو دید. اومد احوالپرسی و اینا . بهم میگه : تو هنوز اینجایی ؟ چه حالی داری بابا... 5) باید برم خیلی دیرمه. کلی کار دارم. سر فرصت حالا. ...
ادامه مطلب
ادامه مطلب...
ادامه مطلب
ادامه مطلب...
ادامه مطلب
... طالعم را زندگی در خویش پنهان کرده است خسته ام از بس که دستم را به کف بین می دهم... قسمتی از یه شعر تلگرامی از یادم نمیاد کی . بی ارتباط. همینجوری قشنگ بود خوشم اومد. ادامه مطلب...
ادامه مطلب
1) اقا اینا همّشون دکترن شوهراشون هم دکتر. یکیشون همه امریکاست . فک کن جالا تو ... هرچقد گروه بچه های لیسانس رو دوست دارم این گروه بهم نمیچسبه. یه جوریه برام. با اینکه هنوز خیلی کمیم حدود 12 نفر ، اما هیچ محبت و گرمایی دیده نمیشه. اگه باشه فقط لفظشه. حقیقی نیست... .. 2) گر نگه دار تو انست که من میدانم شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد. ... 3) چی بگم ؟ از خودم و روزگار چی بگم؟؟ گاهی مثه الان دلتنگ هم دیگه نمیشم.یا دلگیر ... 4) میخوام برم دفتر " م ف " ساعت 7 قرار دارم. کم کم باید حرکت کنم. یکم سختمه. زنگ زدن بهش و غیره... چه میشه کرد. ؟ باید برای زندگی تلاش کرد. میدونی...
ادامه مطلب