خرید بک لینک

بعد از شب چله و اون فال ، دیگه کلا بریده شدم از

از خدا ...

فقیر و سرگردان و درد فراق ...

دیگه میلی به نماز ندارم.

اگه گاهی در روز میخونم برای اینکه کسی متوجه نشه. اجباری برای نماز خوندن تو خونه ما نیست. همانطوری که تا بیست و چند سالگیم نبوده...

اما دلم نمیخواد اختلاف و دلخوریم با خدا رو کسی بفهمه.

قبلا هم گفتم . همونجوری که ادم وفتی تو خونواده مشکلی داره همه جا جار نمیزنه ... اینم همونجور. نمیخوام کسی بدونه از خدا بریدم...

فقیر ، سرگردان ، درد فراق...

اخه مگه میشه تو هیچی خدا کمکم نکنه ؟ نه کار نه زندگی ...

همین جور دارم برای زندگی دست و پا میزنم. ... نه کار ، نه پول ، نه زندگی ...

هیچیه هیچی؟؟؟

خب چرا ؟؟؟ اینهمه تلاش ککردم. ازش خواستم. دعا کردم . نذر کردم ؛ ادم خوبی شدم. خالص شدم. پاک شدم. عهد بستم ...

خب چرا ؟

جرا بهم توچهی نداره ؟؟؟

مگه میشه ؟؟؟ چرا منو به جال خودم رها کرده؟؟؟

درحالی که دور وریام همه ...

خب من دیگه بریدم. خسته شدم.

اون فال ، شاید فقط یه فال بود اما برای منی که دیگه بریده بودم ، برای منی که بعد از چندین سال صبوری ، لبریز بودم ... نقطه پایان بوده انکار...

من از خدا طلبکارم. اینجور احساس میکنم...

دیگه با هیج حرف و جمله ای نمیتونم خودم رو اروم کنم.


گاهی فکر میکنم تقصیر خدا نبود و نیست. من همیشه خودم رو نادیده گرفتم و برای دیگران دعا کردم.

اون روز رو یادم نمیره. تو اتاق خودم ، حدود 4 سال پیش ، سر اذان مغرب عشا ، به پهنای صورت اشک ریختم و از خدا خواستم که ، :

خدایا؟ لااقل یکی از ما دوتا خوشبخت شیم. اون یکی هم مجید باشه... ...


میدونی ؟ همیشه خودم رو نادیده گرفتم. گاهی فک میکنم استجابت همون دعاست و خواسته ی خودم. میدونستم اون روز صدام به آسمون میرسه. با تمام وجودم بود...

اما

نمیدونستم که خدا دیگه بهم توجهی نمیکنه و میگه همونی که گفتی ... فک میکردم خدا کریمه. رحیمه. بخشنده است و بزرگوار.

فک میکردم ارحم الرحیمن. فک میکردم ...

مگه میشه که خدا ...؟


امروز 7 دیماه 1394 هست و من 8 روز دیگه 34 ساله میشم. بی اینکه حاصلی تو زندکی داشته باشم و چیزی کاشته باشم...

میدونی خدا همراهم نیست. خدا دوستم نداره. خدا , هیج توجهی بهم نداره.

منم ؛ از زندگی خسته شدم. از خدایی که دوستم نداره و محلم نمیکنه خسته شدم. از این همه تلاش بی ثمر خسته شدم.

تا خدا نخواد هیچی پیش نمیره.

خواست خداست همه چیز. و

و

خدا ,

با من

یار نیست.




برچسب: من و خدا,من و خدا شما همه,من و خدایم,من و خدام,من و خدای خودم,من و خدا سوار دوچرخه شدیم,من و خدات دوتا دیوونه ایم,من و خداوند,من و خدا تنها,من و خدا تنهایی, نویسنده: مهدی نوروزی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 7:48

صفحه بندی