
- حس خوبی دارم از اینکه امسال هم تونستم تا اینجا روزه بگیرم. خدایا شکرت. - اه اه. فصل امتحاناته. حسه درس خوندن نیس. - با تمام لذتی که ماه رمضون داره ، نمیشه تفاوت روزه داری و روزخواری رو نادیده گرفت. اینکه آدم صبح روزه خواری زودتر بیدار میشه و صد البته سرحالتر. امروز سرحالم . - چند روزیه که خودم رو دست خدا سپردم. خودش میدونه و خودش. ...
ادامه مطلب
1) شرف الشمس 19 فروردین 93 رو در اخرین 4 شنبه 93 بردم که بسپارم به آب . اینقد وانت و دست فروش رودخونه رو احاطه کرده بودن که هیچ رقمه نشد. با ناراحتی خیلی زیاد پس آوردم و گذاشتم سر جاش ( تو قران). 19 فرودین 94 دیگه ننوشتم . گلاب و زعفران و کاغذ زرد و ... امسال آخرین 4 شنبه سال همون رو بردم و به راحتی هر چه تمام تر ، تو همون رودخونه انداختم. فک میکردم نمیتونم بندازم بازم. با ناامیدی رفتم ، اما در کمال تعجب ، دیدم کسی از اون فروشنده های نیستن. با اینکه وسط روز بود اما هیچکدومشون نبودند و به راحتی تو آب انداختم و احساس سبکی فوق العاده ای داشتم. 2) ... ...
ادامه مطلب
1) دیشب سحر ، نه ، میشه امشب سحر ، منظورم همین سحریه که چند ساعت پیش غذا خوردم ، آره ، این سحر ، آخرین سحر ماه رمضان 95 بود. تلویزیون برنامه خداحافظی شکلی داشت. موقع غذا خوردن دلم حسابی گرفت. امسال زیاد لذت نبردم از ماه رمضون . همون سر غذا دلم تنگ شد. یاد حرفی که قبل مااه رمضون زده بودم افتادم. " شاید امسال آخرین ماه رمضون باشه" .سر مشکلاتی که با خدا داشتم ، همش میگفتم شاید آخرین ماه رمضونی باشه که روزه میگیرم. این حرف رو به لحاظ مردن نمیگفتم. به این خاطر میگفتم که یعنی از سال های آینده دیگه روزه نمیگیرم."روزه خور " میخواستم بشم. دیشب سحر که ...
ادامه مطلب