
ادامه مطلب...
ادامه مطلب
این روزگار بد کرده با قلبم، کم بوده از این زندگی سهمم دیروز اعصابم بهم ریخته بود .کلا بعداظهر ها در اختیار نسترنم . یا ناهار خونه ماست و تا شب باید به برنامه اون بچرخم وو یاناهار حونه مامانش ایناست و حدود 3.5 میاد خونه وطرف ما و تا شب باز طبق برنامه نسترن.خب بابا ادم به کار و زندگیش نمیرسه.اعصابم به...
ادامه مطلب
دیروز کلاس داشتم تو دفتر نسترن اینا. اون خانوم نمیاد. گفته پابان نامه دکتریش سنگینه نمیرسه به gis. شدیم 3 نفر . جهان.چ. ی گند زد به صندلی و دسته اش رو کند احمق. همش پودر شد ریخت زمین... کل فضا رو گند زد. جارو هم کشیدم .اما تگه های مشکی چسبیده بود به زمین. درست مثه پودر مشکی . امروز صبح رفتم ...
ادامه مطلب
خب . بالاخره این لپ تاپه رو خریدم. 3 میلیون و پانصد و پنجاه و هفت تومن . همون 3 ملیون ششصد. دیچی کالا گرفتم. دوس داشتم این بار مشکی باشه. نشد. مهم نیست هااااا . همین جوری . جواد مدل پیشنهادی و قطعیشو بعده بررسی داد. خودم و نسترن یه نگاهی انداختیم به مدل ها وووو . زنگ زدم از سهیل قیمت بگی...
ادامه مطلب
دل میرود ز دستم، صاحب دلان، خدا را! دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا کشتی شکستگانیم، ای باد شُرطه، برخیز! باشد که بازبینیم دیدار آشنا را ده روز مهر گردون، افسانه است و افسون نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا در حلقه گل و مل، خوش خواند دوش بلبل هاتَ الصبوح هبوا، یا ایها السکارا! ای صاحب کرامت!...
ادامه مطلب
این قافله عمر عجـب میگذرد/دریاب دمی کـه با طرب میگذرد ساقی غم فردای حریفان چه خوری/پیش آر پیاله را که شب میگذرد *** آن قصر که جمشید در او جام گرفـت/آهو بـچـه کرد و شیر آرام گرفـت بـهرام کـه گور میگرفتی همه عمر/دیدی کـه چگونه گور بهرام گرفـت *** افـسوس که نامه جوانی طی شد/و آن تازه بـهار زندگانی دی شد آن مرغ طرب که نام او بود شـباب/افـسوس ندانم که کی آمد کی شد ادامه مطلب...
ادامه مطلب
تفعلی تفنـنی برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز/بر امید جام لعلت دردی آشامم هنوز روز اول رفت دینم در سر زلفین تو/تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز ساقیا یک جرعهای زان آب آتشگون که من/در میان پختگان عشق او خامم هنوز از خطا گفتم شبی زلف تو را مشک ختن/میزند هر لحظه تیغی مو بر اندامم هنوز پرتو روی تو تا در خلوتم دید آفتاب/میرود چون سایه هر دم بر در و بامم هنوز نام من رفتهست روزی بر لب جانان به سهو/اهل دل را بوی جان میآید از نامم هنوز در ازل دادهست ما را ساقی لعل لبت/جرعه جامی که من مدهوش آن جامم هنوز ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام جان/جان به غمه...
ادامه مطلب
" مه نو " در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست مست از می و میخواران از نرگس مستش مست در نعل سمند او شکل مه نو پیدا وز قد بلند او بالای صنوبر پست آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست و افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست گر غالیه خوش بو شد در گیسوی او پیچید ور وسمه کمانکش گشت در ابروی او پیوست بازآی که بازآید عمر شده حافظ هر چند که ناید باز تیری که بشد از شست " به به " ...
ادامه مطلب
1) امتحاناتم تموم شد و امروز بعد از 2 هفته اومدم مغازه. .. 2) امتحاناتم نمرات بالای 18 داره فغلا. یه چن تا هم 20... 3) حس خوبی ندارم. همون حس همیشگی . ناامیدی از زندگی و خستگی ... 4) خواب دیده بودم. با مامان بودم. میخواستم دوباره از مدریسه بخونم... بچه ها داشتن امتحان میدادن... مامان با مسئولین مدرسه صحبت میکرد که فوق لیسانسه. دوباره میخواد درس بخونهه و این حرفا... یه اقایی بود که اونم یه کاره ای بود تو مدرسه. تو راهروی مدرسه وقتی که بعضی بجه ها ورقشونو دادن اون رفت رو تک صندلی خالی شده نشست و شروع کرد به سیب پوست کندن. جلوی من بود. و من منظر بودم که امتحا...
ادامه مطلب