احتمال خطا.

متن مرتبط با «بنازم به بزم محبت كه آنجا» در سایت احتمال خطا. نوشته شده است

به پایان آمد این دفتر

  • نیلوبلاگ

    ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • 3 شنبه 7 شهریور 96

  • نیلوبلاگ

    1) یکشنبه عصر رفتیم با مامان و نسترن ٰ رنگ خریدم. نسترن یه زیتونی برداشت. و من با دقت تمام و استرس سعی کردم رنگی رو بردارم که فقط سفیدی موهامو بپوشونه ، نه اینکه رنک موهامو تغییر بده. بارها گفتم. من رنگ دوست ندارم . به اصراره مامان بود. و البته سفیدی موهام یکم زیاد شده. دیده نمیشه ها . زیر حجمی از موهاست. در بغضی حالات و جمع کردن ها ،اما خیلی نمایان میشه. برام مهم نیست. چرا مردا رنگ نمیکنن...

    ادامه مطلب
  • عصر ۵شنبه ی دلپذیر

  • نیلوبلاگ

    ذیروز ناهار نسترن اینا پایین بودن. ۵ شنبه ها ناهار اینحان. تا غروب بودن. من از ۵ گفتم من ۶.۵ بیرون میرم هرکی میره بیاد. نسترن داشت ماکارونی درست میکرد و خورشت کرفس. پرواضح بود که حال نداشت. مامان هم که اگه دلش میخواست هم نمیتونست بیاد. ساعت ۶ که شد گفتم نمیایین؟ هیشکی جواب نداد و من حرصم دراومده بود که در اختیار نسترن باشم و طبق برنامه ی اون برم جلو. خب بابا ادم دلش میخواد عصر ۵ شنبه یا بقیه عصر ها بره بیرون . قدم بزنه ... هر وقت دوس داره طبق برنامه ی اون. منم گفتم خودم میرم. نسترن فکرشو نمیکرد که شال و کلاه کنم و برم. لباس پوشیدم. فقط ۴ تومن پول گذاشتم پشت جیب شلوارم. مبایل برداشتم و ...

    ادامه مطلب
  • گند به دفتر نسترن اینا

  • نیلوبلاگ

    دیروز کلاس داشتم تو دفتر نسترن اینا. اون خانوم نمیاد. گفته پابان نامه دکتریش سنگینه نمیرسه به gis. شدیم 3 نفر . جهان.چ. ی گند زد به صندلی و دسته اش رو کند احمق. همش پودر شد ریخت زمین... کل فضا رو گند زد. جارو هم کشیدم .اما تگه های مشکی چسبیده بود به زمین. درست مثه پودر مشکی . امروز صبح رفتم ...

    ادامه مطلب
  • هزار مژده که آمد بهار و گل خندید

  • نیلوبلاگ

    هزار مژده که آمد بهار و گل خندیدگزارشقدرتچرت15 اینچی ایسر مدل Aspire F5-573G-71SEشمارش معکوس ؟الملائکـه و الفرشتهخالی نبودن عریضه .ادعای مرد 128 ساله: من هیتلر هستم!من و مامان و خدالی لی پوتی هاهوسمالباخته 2قدرتمند.مالباختهبشدتبد هیکله خوش لباسماه رمضاندلتنگیتفعل اینترنتی http://nobatetarab.blog.ir/...

    ادامه مطلب
  • 4 شنبه سوری

  • نیلوبلاگ

    دوشنبه عصر بالا بودم . نسترن گفت بلاخره برنامه 4 شنبه سوری چی شد ؟ زنگ زدی به سارا و فلان. دیدم بچه ها هم خیلی دلشون میخواد این شد که همونجا به سارا زنگ زدم. پرسیدم برنامه ای دارن یا نه و ووو . خلاصه اینکه برنام شد بریم خونه حاج خانوم خونواده ما و اونا . خب دیروز رفتیم خوراکی موراکی هم با خودمون ب...

    ادامه مطلب
  • درد حریف ما نشد غصه به کار ما نبود

  • نیلوبلاگ

    بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک/شاخههای شسته، باران خورده، پاکآسمان آبی و ابر سپید/برگهای سبز بیدعطر نرگس، رقص باد/نغمه و بانگ پرستوهای شاد/خلوت گرم کبوترهای مستنرم نرمک میرسد اینک بهار/خوش بهحالِ روزگار ...خوش بهحالِ چشمهها و دشتهاخوش بهحالِ دانهها و سبزههاخوش بحال غنچههای نیمه بازخوش بحال ...

    ادامه مطلب
  • مصیر ( به یاد امید عندلیب )

  • نیلوبلاگ

    در کاخ ذهنم عشق با عقل درگیر است نه . در گیری ندارن. عقل پیروز میدانه . شاید چون اجازه ورود نمیده به عشق اصلا. اگرنه اگه عشق واقعی باشه که عقل و ایمون سرش نمیشه. ول کن اصلا. شعر مناسب نمیبینم برای اینجا. حال و حوصلشم ندارم اصلا الان دیگه. 1 ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • از 5 شنبه.

  • نیلوبلاگ

    هرچی تو ادامه مطلب هست رو صبح 5" شنبه" که اینترنت قطع بود نوشتم تو وورود. بعدش ، اینققققققققققققد شجاع شدم و جسور ، که ، همینجور رو دسکتاپ گذاشتم تا امروز یعنی شبه. البته زیاد شجاع و جسووور نبودم ها . یکم استرس داشتم که یه بار عصر 5 شنبه کسی بیاد اینجا. به هر حال هرچی که بود اینجوری شد. امروز هم میخوام حرف بزنم. بذار برم یه پست دیگه. این ادامه مطلبه مربوط به 5 شنبه 5 اسفنده. ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • بهانه

  • نیلوبلاگ

    تو این 8 -10 روزی که دسترسی به نت نداشتم اصلا کمبودش رو احساس نکردم. حتی یه لحظه هم دلم نخواست که کاش الان نت داشتم . اما از امروز صبح انگار ولع نوشتن دارم ... میخوام بگم که عاطفه اینجا بود. نامه رو دادم امضا کرد و سهمش از شرکت رو بهم فروخت. همون شرکت به گل نشسته ی فلان رو ... میگفت اسماشون اومده برای استخدام. 5 ساله که داره نهضت درس میده. خونه به خونه تو روستاها میگرده و دانش آموز پیدا کرده بود. گفت : اسامیشون دیگه اومده برای استخدام. کسایی که تاسال 91 کلاس نهضت داشتن . بعد اون شامل این افراد نیس فعلا. عاطی هم از تابستون 91 شروع کرده به کلاس داشتن. معلمی شغل خیلی خوبیه برای خانوما. 13 روز عید تعطیل. 3 ماه تابستون تعطیل و ... مامان بوده دیگه... ...

    ادامه مطلب
  • بی بهانه

  • نیلوبلاگ

    زندگیمنشوری است در حرکت دوار منشوری که پرتو پر شکوه خلقت با رنگهای بدیع و دلفریبش آنرا دوشت داشتنی،خیال انگیز وپرشور ساخته است. ...

    ادامه مطلب
  • به به . یه روز خوب و قشششششنگ

  • نیلوبلاگ

    دلربا، دلنشین، شیرین ادا، نازنین به کجا رفتی بیا تب و تابم را ببین ... چه شبی دارم تنها تنهایی و تنهاییگره از گیسو بگشا تا ز سحر در بگشایی ... بهار اومد که گلها رنگ و وارنگه جونمدیدن یار سر چشمه قشنگه جونم ...بچینم گلی بیارم در سرایت جونمببینم رویتریزم در پیش پایت جونم ... گلنارم گلنارم غم تو بر دل دارمنفسی بنشین یارا من تشنه دیدارم ...گل به گیسویت بستی ما را پریشان داری... گل نار با صدای " بیژن بیژنی " خخخییییییلی دوست دارم. فوق العاده اس. ادامه مطلب...

    ادامه مطلب
  • یه تفعل قبل اومدن به اینجا

  • نیلوبلاگ

    " مه نو " در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست مست از می و میخواران از نرگس مستش مست در نعل سمند او شکل مه نو پیدا وز قد بلند او بالای صنوبر پست آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست و افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست گر غالیه خوش بو شد در گیسوی او پیچید ور وسمه کمانکش گشت در ابروی او پیوست بازآی که بازآید عمر شده حافظ هر چند که ناید باز تیری که بشد از شست " به به " ...

    ادامه مطلب
  • خودت به من بگو بهشت تو کجای این همه جهنمه

  • نیلوبلاگ

    1) امتحاناتم تموم شد و امروز بعد از 2 هفته اومدم مغازه. .. 2) امتحاناتم نمرات بالای 18 داره فغلا. یه چن تا هم 20... 3) حس خوبی ندارم. همون حس همیشگی . ناامیدی از زندگی و خستگی ... 4) خواب دیده بودم. با مامان بودم. میخواستم دوباره از مدریسه بخونم... بچه ها داشتن امتحان میدادن... مامان با مسئولین مدرسه صحبت میکرد که فوق لیسانسه. دوباره میخواد درس بخونهه و این حرفا... یه اقایی بود که اونم یه کاره ای بود تو مدرسه. تو راهروی مدرسه وقتی که بعضی بجه ها ورقشونو دادن اون رفت رو تک صندلی خالی شده نشست و شروع کرد به سیب پوست کندن. جلوی من بود. و من منظر بودم که امتحا...

    ادامه مطلب
  • کار خوبه خدا درست کنه.سلطان محمود خر کیه؟

  • نیلوبلاگ

    کار خوبه خدا درست کنه.سلطان محمود خر کیه؟ یکی از بهترین کلیپ هایی که تو تلگرام دیدم. ...

    ادامه مطلب
  • بازکم مانده به عید!!

  • نیلوبلاگ

    گله هارابگذار!ناله هارابس کن! روزگارگوش ندارد که تو هی شِکوه کنی!زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را ...فرصتی نیست که صرف گله وناله شود!تابجنبیم تمام است تمام!! تابستان را دیدی که به برهم زدن چشم گذشت....یاهمین سال جدید!!بازکم مانده به عید!!این شتاب عمراست ...من وتوباورمان نیست که نیست!!...

    ادامه مطلب
  • اخرین 4 شنبه سال

  • نیلوبلاگ

    1) شرف الشمس 19 فروردین 93 رو در اخرین 4 شنبه 93 بردم که بسپارم به آب . اینقد وانت و دست فروش رودخونه رو احاطه کرده بودن که هیچ رقمه نشد. با ناراحتی خیلی زیاد پس آوردم و گذاشتم سر جاش ( تو قران). 19 فرودین 94 دیگه ننوشتم . گلاب و زعفران و کاغذ زرد و ... امسال آخرین 4 شنبه سال همون رو بردم و به راحتی هر چه تمام تر ، تو همون رودخونه انداختم. فک میکردم نمیتونم بندازم بازم. با ناامیدی رفتم ، اما در کمال تعجب ، دیدم کسی از اون فروشنده های نیستن. با اینکه وسط روز بود اما هیچکدومشون نبودند و به راحتی تو آب انداختم و احساس سبکی فوق العاده ای داشتم. 2) ... ...

    ادامه مطلب
  • شنبه اولین روز رسمی سال 1395

  • نیلوبلاگ

    امروز شنبه اس. 14 فروردین. اولین روز رسمی و کاری سال 1395. این روزها خیلی بهم سخت گذشت... شروع سال حال خوبی ندارم. از خودم و زندگی ووووووووووو همه چی کلافه ام. .. سعی میکنم عصبانی نشم. پرخاشگری نکنم. اما ؛ خب ، سعی میکنم. اما موفق نمیشم همیشه... اینقد چیزای متفاوت آزارم میده که حالی برای نوشتنشون نیس. پول ، کار ، استقلال , زندگی ؛ اسپورتج ، مغازه ، نسترن , مجبد ، پول ، درامد ، تصمیم گیری ، مبایل ، مامان ، بازم پول ، بازم استقلال ، بازم زندگی ... درامد 93 ؛ درامد 94 ؛ بی پولی ، عدم استقلال ، وووووووووو اوووووف خدایا؟ شروع ساله چدیده. سعی میکنم توکل کنم به...

    ادامه مطلب
  • افسردگی به حق

  • نیلوبلاگ

    بازم خسته و دپسرده ام. کلاقه و نا امید. شبا به این امید میخوابم که یه خواب قشنگ ببینم. ... یه نشونه میخوام ازخدا... ...

    ادامه مطلب
  • عاقیبت به خیری

  • نیلوبلاگ

    دیشب شب قدر بود شب نوزدهم ... چون شبا من زود میخوابم هنوز 11 نشده خوابم گرفته بود. و معمولا این شبا ، نمیدونم چه مرضیه که آدم زودتر از معمول هم خوابش میگیره... مجید ساعت 10.5 اومد پایین تا مثه هر سال احیا بیگیریم 3 تایی. با اینکه نسترن امسال 2 تا روزه گرفت اما باز هم برای مراسم پایین نیومد. یادم میاد که سال اول چقد من و مامان تعجب کرده بودیم که طرف حتی حاضر نیس دعا بخونه و فلان ... راستش اونقد پر انرژی دعا نکردم . اما درهای امید رو برای خودم باز گذاشتم و دعا کردم . تفاوت ماه رمضون امسال با سال های قبل اینه که بشدت به یاد بقیه ام... دیشب هم برای خیلی ها دعا کردم . برای...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    بهانه به انگلیسی | بهانه رهنما | بی بهانه دوستت دارم | بی بهانه | بی بهانه شاد باش | fi fi fo fum song | fi fi island | fi fi dobson | fi fi fo fum | fi fi fi song