
ادامه مطلب...
ادامه مطلب
1) بهم گفت : اگه میتونی جمع کن برو از اینجا. یه کشور دیگه میگه . 2 ) کوه به کوه نمیرسه و آدم به آدم میرسه. اما چه جوری آخه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 3) تو بحث دکتری ، فک نمیکنم هیچکس به اندازه اون خوشحال میشد اگه دکتری میخوندم. 4) یه مرد میانسال هست خوش سیما و سخت گیر. فک کن کارمندای دانشگاه حسابی ازش میترسن و حساب میبرن. چه برسه به دانشجوها . کلاسش خییییییییییییییلی شیرینه. ادبیاته. با من خیلی خوبه و بهم احترام میذاره خیلی. دیروز یهو تو دانشگاه منو دید. اومد احوالپرسی و اینا . بهم میگه : تو هنوز اینجایی ؟ چه حالی داری بابا... 5) باید برم خیلی دیرمه. کلی کار دارم. سر فرصت حالا. ...
ادامه مطلب
ادامه مطلب...
ادامه مطلب
... طالعم را زندگی در خویش پنهان کرده است خسته ام از بس که دستم را به کف بین می دهم... قسمتی از یه شعر تلگرامی از یادم نمیاد کی . بی ارتباط. همینجوری قشنگ بود خوشم اومد. ادامه مطلب...
ادامه مطلب
امروز شنبه اس. 14 فروردین. اولین روز رسمی و کاری سال 1395. این روزها خیلی بهم سخت گذشت... شروع سال حال خوبی ندارم. از خودم و زندگی ووووووووووو همه چی کلافه ام. .. سعی میکنم عصبانی نشم. پرخاشگری نکنم. اما ؛ خب ، سعی میکنم. اما موفق نمیشم همیشه... اینقد چیزای متفاوت آزارم میده که حالی برای نوشتنشون نیس. پول ، کار ، استقلال , زندگی ؛ اسپورتج ، مغازه ، نسترن , مجبد ، پول ، درامد ، تصمیم گیری ، مبایل ، مامان ، بازم پول ، بازم استقلال ، بازم زندگی ... درامد 93 ؛ درامد 94 ؛ بی پولی ، عدم استقلال ، وووووووووو اوووووف خدایا؟ شروع ساله چدیده. سعی میکنم توکل کنم به...
ادامه مطلب